تبلیغات
عشق و جدایی - من و گنجشکها
 
برای قصه ای که با یکی بود و یکی نبود شروع میشود پایانی جز اوارگی کلاغ نمیتوان نوشت

من و گنجشکها

نوشته شده توسط :سپیده تنها
سه شنبه 1 بهمن 1392-09:03 ب.ظ

گنجشک میخندید...

به اینکه چرا هر روز بی هیچ پولی برایش دانه میپاشم

من گریستم به اینکه حتی او هم.....

محبت مرا از سادگیم میپندارد...
گنجشک میخندید...

به اینکه چرا هر روز بی هیچ پولی برایش دانه میپاشم

من گریستم به اینکه حتی او هم.....

محبت مرا از سادگیم میپندارد...





نظرات() 


سلمان
پنجشنبه 3 بهمن 1392 06:07 ب.ظ
حتی او...آره حتی او!
ناز بود
sama
چهارشنبه 2 بهمن 1392 10:38 ب.ظ
واااااااااااااااای
عااااااااااالی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



استخاره آنلاین با قرآن کریم






The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox